Poems

نامه ای به باران

باران سلام
فصل زمستان تمام شد
فصل بهار نیز
کم کم به روز های سر انجام می رسد
از دوری تو سخت ملولند اهل باغ
کی فصل دوری تو به اتمام می رسد؟
 
 
باران سلام
باران باران باران
باران مهربان باران بی وفا
باغ عزیز ما را هر کس رسیده از بغلش خاک ریخته است
،هر وقت باد آمده از کوه ، دشت،جنگل
از چارسوی عالم، بر روی باغ ما خس و خاشاک ریخته است

 باران باران نازنین
عصر آخرین پرنده این باغ می رود
این راهی ، این مسافر بالای ابرها ، این قاصد بهار پرستوست
این نامه را به بال پرستو نوشته ام
این نامه می رسد به تو یا نه
کوکب تمام روز برای تو گریه کرد
این نامه را برای دل او نوشته ام
باران باران باران ما
نامه اگر رسید به تو زودتر بیا

Share this poem

view comments

Comments (1)

Peter Messinger

Brilliant!

Leave a comment