Poems

دوباره مرد سفر خواهم شد

دوباره مرد سفر خواهم شد

گره کفش ها را خواهم بست

خواهم گذاشت ناخن ها بروید به آوارگی

و موی زنخدانم انبوه شود

چون انبوهی این بامدادها

که در میان من و مرگی زیبا قرار گرفته است.

 

به مرگ زیبای خویش نزدیک خواهم شد؛

چون زایری غریب،

در میان صورت ها خواهم گردید

چون پرنده ای که روی چندمین درخت جهان غروب می کند

هنگامی که آخرین ستاره

در یک سبد سیب می افتد

آنجا در یک بامداد.

Share this poem

view comments

Comments (0)

No comments yet - be the first:

Leave a comment