Poems

یه غریبه ای

یه غریبه ای
که داری از اینجا رد می شی
با کت قهوه ای و
سیگار مالبرو
اسممو نمی دونی
منم نمی تونم اسممو بت بگم
نه اینکه یه راز باشه نه!
آخه علفای زیادی سنگ قبرمو پوشوندن…

Share this poem